تبلیغات
angelic
angelic
حکایت دوستی ها ...
پنجشنبه 4 شهریور 1389 توسط negin kamyab


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

یه دوست معمولی وقتی می آد خونت مث مهمون رفتار میکنه

یه دوست واقعی در یخچال رو باز میکنه و از خودش پذیرایی میکنه

یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو ندیده

یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه

یه دوست معمولی حتی اسم کوچیک پدر و مادر تو رو نمی دونه

یه دوست واقعی اسم و شماره تلفن اون هارو هم تو دفترش داره

یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت می آره

یه دوست واقعی زودتر میآد و دیرتر می ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه

یه دوست معمولی متنفره از اینکه وقتی رفته بخوابه بهش تلفن کنی

یه دوست واقعی میپرسه چرا یه مدته طولانیه که زنگ نمی زنی؟

یه دوست معمولی ازت میخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی

یه دوست واقعی ازت میخواد که مشکلاتتو حل کنه

یه دوست معمولی وقتی بینتون بحثی میشه دوستی رو تموم شده میدونه

یه دوست واقعی بهت بعد از یه دعوا هنوز هم زنگ میزنه

یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره

یه دوست واقعی میخواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی

یه دوست معمولی این حرف های منو میخونه و شاید هم خیلی زود فراموششون کنه

یه دوست واقعی این اندرزها رو جهت یادآوری دوستاش هم که شده از اونها دریغ نمی کنه و واسه همه شون میفرسته

و بالاخره :
یه دوست واقعی شخصی است که وقتی همه تو را ترک کردند و دیگه حتی از اون دوست معمولی هم خبری نیست، با تو می مونه ...



_________________________________________________________________________________
نظرات ()

درباره وبلاگ


خدایا کفر نمی گویم

پریشانم

چه می خواهی تو از جانم !

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی



خداوندا !

اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیندازی

و شب ، آهسته و خسته

تهی دست و زبان بسته

به سوی خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می گویی ! نمی گویی ؟



خداوندا !

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه دیوار بگشایی

لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف تر عمارت های مرمرین بینی

و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می گویی ! نمی گویی ؟



خداوندا !

اگر روزی بشر گردی

زحال بندگانت با خبر گردی

پشیمان می شوی از قصه خلقت

از این بودن ، از این بدعت



خداوندا تو مسئولی



خداوندا !

تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است

چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.


«دکتر علی شریعتی »

( دفتر های سبز )

n.angelic1993@gmail.com
n.angelic1993@yahoo.com
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
فراموشی
شب قدر
در آرزوی فرا موشی
سلام ای سال نو
مدت ها میگذرد.....
یک سوال بی پاسخ (طنز)
یه روز یه ترک و یه رشتی و یه اصفهانی ...!!
نامه غضنفرکم سواد به همسرش از عهد بوق
معنی مادر...
بدون شرح!!!!!!!!!!!!!!
یادمان باشد که ...
عکس هایی که میتونید فقط در....
چند عکس و جملاتی زیبا از دکتر شریعتی
حقه‌های عجیبی که آدم میتونه به بدنش بزنه!؟
تصاویری از یک عروسی مجلل و لوکس در چین
گلواژه های ناب و پرمحتوای زندگی
برنامه‌نویس و مهندس
گزارشی تکان دهنده از فاصله واقعی فقیر و غنی در تهران!!
عکسی عجیب که فقط ۱ بار در سال می‌ توان دید
تست مرد شناسی ( ورود آقایان ممنوع ! )
به یاد داشته باش که...
معانی جدید بعضی از کلمات ! ( جهت طنز و سرگرمی )
فروغ فرخزاد...
فروغ فرخزاد...
ترا با غیر می بینم...
داستان تکان دهنده زنی که برهنه به خیابان‌ها آمد تا مردم راحت باشند!!
هواپیماهای First Class در كشورهای مختلف جهان(فقط برای اطلاع)
چقدر تفاوت در جاهای مختلف كشور؟
حرف های من...
جبهه،شهادت،ما،زندگی....
نویسندگان
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
Blog Skin